تعطیلات نوروز امسال هم تموم شد، با بیماری و شادی و نگرانی و سلامتی و ... گذشت. این تعطیلات هم گذشت. باز افتادیم توی گردش سریع روزگار، باز دچار روزمرگی همیشگی، باز صبح ها و شبهای تنهایی شروع شدند. باز تنهایی و تنهایی و تنهایی... کی این تکرار مکررات تموم می شه؟ کی یه تحول بزرگ تمام زندگیم رو گرم می کنه؟ واقعا احتیاج به یه تغییر بزرگ دارم. یه تغییر که حال و هوام رو عوض کنه. دم سال تحویل وقتی به ماهی قرمز سر سفره هفت سین نگاه می کردم با اون حال هپروت، فقط از خدا یه چیز خواستم، فقط یه چیز. امسال اولین سالی بود که سر سال تحویل واسه خودم از خدا یه چیزی می خواستم. فقط بهش گفتم، هیچی نمی خوام ازت، فقط این حال و روزم رو عوض کن. یه تغییر بزرگ می خوام، نه توی زندگیم، توی خودم، توی خود خودم. بهش گفتم خدایا من تلاش می کنم که تغییر کنم تو هم بساطش رو جور کن. همین رو می خوام ازت، فقط همین.
پ.ن. البته خودم هم یه قدم برداشتم واسه تغییر. اون هم توی قیافه ام بود. از قیافه جدیدم راضیم. واقعا حس خوبی دارم از این اولین تغییر. کاش بتونم درونم رو هم متحول کنم. اروم اروم.